سه هفته پیش ریختن محله ی ما واسه جمع اوری دیش ها.با چه هولی دیش ها رو جمع کردیم و به همسایه ها خبر دادیم بماند . به کوچه ی ما که رسیدن شیفتشون تموم شد تشریف بردن.دو روز پیش دوباره اومدن . یعنی اینجوری بود که من خواب بودم دیدم یکی دستش رو از روی زنگ بر نمی داره با یه وضعی ها . کل زنگهای ساختمون رو میزد .جواب دادم یکی داد زد چرا جواب نمیدی ؟گفتم شما : فرمودند مامور ! گفتم مامور چی : فرمودن پلیس امنیت . یعنی من خودم رو خیس کردم . گفتم امرتون . گفت حالا شما بیاید پایین در رو باز کنید .گوشی رو گذاشتم .از پنجره دیدم یه ون نیروی انتظامی و یه سری سرباز و مامور دم درن .بعد از اونجایی که ما به صورت پیش فرض همیشه فکر می کنیم مجرمیم و منتظریم هرآن پلیس بیاد دستگیرمون کنه مثل مرغ پر کنده می دویم ببینم الان ریختن تو خونه من باید چکار کنم و به کی زنگ بزنم ! دیگه با عجله رفتم طبقه ی پایین دیدم همه ی خانمهای همسایه توی راه پله اند .یکی هم زمین خورده دست و پاش زخمه .همه هول .بعد می گفتن در رو باز نکنی ها پلیسه .پلیس ! یعنی جوری که اگر قاتل زنجیره ای بود انقدر نگران ورودش به خونه نبودن .از پنچره ی راه پله دیدم یه وانت نیروی انتظامی هم هست تا خرخره پر ال ان بی. .خلاصه تا یه چهل دقیقه ای عین این فیلم ترسناکها ما توی خونه منتظر ورود اینا بودیم بیرون خونه اونا منتظر خروج ما بودن .بعد جالب این بود که از خونه های کناری هم هیشکی در رو باز نمی کرد که حداقل از پشت بوم اونا بیان روی باقی بوم ها .واسه خودشون وایساده بودن وسط کوچه هر کدومشون زنگ یه ساختمون رو میزد ..رفتن بعد باز برگشتن .بعدا همسایه ها گفتن رفتن کوچه ی بعدی رو جمع می کنند که البته ظاهرا اونجا مردم شروع کرده بودن بهشون فحاشی و اینا
یعنی ببینید پلیس چجوری خودشو خوار و ذلیل کرده ها .ما هم که شده بودیم عین فیلم دایره زنگی .اخرش از ترس دیش ها رو زدیم زیر بغل باز بردیم پهن کردیم کف اطاق .
انگاری قاتل زنجیره ای تو کوچه باشه ها
اکتبر 14, 2011 بدست shabaviz
پس سراغ شما هم اومدن؟
مال ما رو هفته قبل برای بار دوم اومدن
دفعه اول پایه و موتورم رو نبرده بودن و با 30 تومن مشکل حل شد
اما این بار با اره برقی و پتک و نمیدونم چی چی پایه و مایه و اون بلوکی که روش چسبونده بودم و همه رو بردن کثافت ها
این دفعه 100 تومن خرج برداشت
برا شما باز خوبه که با ماشین میان و زنگ میزنن
اینجا با آتیش نشانی میان و خودشون میرن بالا و بی خبر حمله میکنن
حدود 40-50 نفری چنان میان که آدم یاد این جنگ های فلسطین و اسرائیل میافته
پدرسگ ها تو خونه هم آرامش نداریم
همه دنیا پلیس که میاد خیالت راحت میشه
اینجا وقتی از دور میبینی خودتو جمع و جور میکنی که الکی به یه چیزیت گیر نده
با درود و سپاس فراوان :شهرام