بعضی شبها کابوس بچه دار شدن می بینم.بعد دستم را می گذارم روی شکمم و وحشت زده بهش می گویم آخه چرا الان عزیزم ؟توی این موقعیت، توی این مملکت درب و داغون؟بعد یادم هست که وحشت زده ام .سرگردان .نگران ودلم می خواهد گریه کنم . دلم می خواهد دنیا بیاید .نیاید .بعد هی تکرار می کنم چرا الان عزیزم؟چرا الان ؟؟
مه 6, 2010 بدست shabaviz
به خاطر همینه که من شکمم چسبیده به کمرم!
به خاطر کابوس بچه دار شدن ؟
واي سلام عزيزم خوبي تو؟هميشه فكر مي كردم چي شد كه يهو بچه هاي آفتابگردان و جشن سبز گم شدن؟! حالا انگار دارن يكي يكي پيدا ميشن اول محمد علي مومني بعد عليرضا حفيظي حالا هم كه تو! خوشحالم …راستي كجايي الان؟چه ميكني؟هنوزم روزنامه نگاري رو ادامه ميدي يا نه؟ از خودت بيشتر بگو برام
داشتم کامنتای سایه نوشت رو می خوندم از تو کامنت دیدم. یهو دلم گرفت. خیلی دلم گرفت.
کاش بودی بغلت می کردم
جدی ها! فکرش رو نکرده بودم.
راست می گی به خدا آدم می ترسه بیاد که چی بشه آخه
میثم چه جدی رفت تو فکرااااااااااااااااا
منو لینک کن لینکت کردم م م م:*
چرا نیومدی جشن نهاوندیها؟ مهدیه اومده بود
مخلص همشهری هم هستیم
من کلن با خودخواهی انسانها مخالفم. به جون خودم ربط داشت
تو چرا نمي نويسي؟
انيس رنجبر رو يادته؟ دنبالت ميگرده رسيده به وبلاگ من آدرستو بهش دادم
سلام دوسي
دنبالت مي گشتم
…
هنوزم دنبالت مي گردم
…
كجايي؟
سلام
***
هنوز نمی دانم کیستم
به خیلی ها گفتم
اما باورم نکردند
*****
ازین راه رو که زود فراموش کار می شود
خیلی بدم میاید
بگذار تا اخر عمر دست روی دلم بگذارم
وبه این خیال
همه بگویند این رواشناس
قرار است
بعد از جنون اب شور بخورد
شاید الان
بعد از این شعر
تورا وهمه دیوانه گی ام را نبینم
برای اخرین لحظه
که به یادمان خواهند گریست دعا کن
تا برای همیشه اینجاها
هیچوقت همدیگر را نبینیم
===================================
پیامی داشتم به یاد شما خیلی خو شحال شدم
از این رو این شعر را بپذیرید
ممنون که به ما سر زدید
تونميخواي يه پست جينگولي بذاري بابا مثلا عروس شدي اقلا يه كمي از مراسمت بنويس يه عكسي بهمون نشون بده ذوق كنيم بابا
نه اين دوسي از وقتي شوهر كرده همه چي از يادش رفته
سلام همشهري ممنون كه به من هم سر زدي. مدرسه قدوسي روبروي اداره فرمانداري سابق و مابين مدرسه بعثت و باشگاه تختي بود اما مدرسه شهيد حيدري انتهاي بلوار فرمانداري…
نميدونم الان اسمش قدوسيه يا نه ولي ميدونم هنوز مدرسه است
اتفاقي به سايت شما رسيدم وپستتان را خواندم ولي هرچه كردم كه بتوانم باآن كنار بيايم ٫نشد٫
مگر مي شود آدم كابوس شادابي وسرشاری از زندگي را ببيند٫ من كابوس گل سرخ ويا كابوس عطرخوش نرگس زارهاراديدم٫
سبزباشی
کمی فکر کنید لطفا . و با دقت بخونید
برا اینکه فردا بدتر از امروزه و پس فردا بدتر از فردا ، تا بدتر نشده باید تولیدش کرد .