خانم” ع ” اینبار به حدی کتک خورده که نتوانسته تا یک هفته سر کارش حاضر شود .سر و صورت کبود و آش و لاش شده به علاوه ی درد پا وشکم نتیجه ی آخرین دعوای خانوادگی ….خانم ع پزشک است .در حقیقت هم او و هم همسرش پزشک هستند .دارای موقعیت مالی و شغلی خوب .تحصیلکرده ،بدون هراس از حرف مردم و یا ترس از بیوه ماندن .بچه ی سه ساله شان هم نمی تواند بهانه ی خوبی باشد چه پدر خانواده بارها به همه گفته که حالش از این زن و بچه به هم می خورد .بردارد ببرد مال خودش .هم اقای ع موافق است و هم خانواده های دو طرف ولی خانم ع طلاق نمی خواهد .چرا ؟
.
شماره تلفن همسرم را توی آگهی تبلیغاتی شرکت می گذاریم .سیل مزاحمین تلفنی است که سرازیر می شود .از دخترکان تازه به بلوغ رسیده گرفته تا زنان چهل و اندی . گاهی زنگ گاهی اس ام اس .گاهی فقط تقاضای یک درد و د ل تلفنی و یکی هم که فقط برای گرفتن یک شارژ تلفن التماس می کرد .چرا ؟چه چیزی باعث می شود زنان با شماره تلفن فرد ناشناسی که حتی نمی دانند زن است یا مرد تماس بگیرند ؟طمع ؟بیکاری ؟فقر؟واقعا چرا ؟
فکر میکنم فقر و بیکاری و شرایط جامعه بعد از جنگ …. همه دست بدست هم میدهند تا این وضعیت بوجود بیاید
در مورد زن اول چی فکر می کنید ؟
احتمالا زن به وضعیت فرزندش میاندیشد که پدر لازم دارد …. نگاه خانم به زندگی رئالیست میباشد
راستی چرا خانم ع طلاق نمی خاد؟
هر کدوم دلیل خودشون رو دارن
یه بار یه دختری رو میشناختم که باباش دکتر بود
خیلی هم وضع شون خوب بود
ولی این دختر فاحشه بود . البته فقط برای تفریح
میرفت خود فروشی میکرد و با پولش حشیش و مشروب میگرفت
در حالی که خونواده اش همه تحصیل کرده و آدم حسابی بود و هیچ کس از اطرافیانش نمیدونست که پشت پرده چی میگذره
این رو چطور توجیه میکنی؟
با درود و سپاس فراوان : شهرام
اینهمه مرد خواستنی میباشد اونجا ……….. شماره تلفن مرا هم بدهید !!!
پاراگراف اول به پاراگراف دوم مربوطه؟
نه.دو مطلب جداست