دل ام برای قلمت تنگ شده بود. سر زدم این جا. با این که خیلی ننوشتی ولی همون بوی قدیم رو می ده این صفحه. بوی همون دست های کیبوردی ی تند و تیز.
یادش به خیر شباویز. اولین حضور من توو صفحه ی قدیمی ت رو می گم. بعدش برام اد فرستادی و گفتی که یه وقت فکر نکنم به خاطر کامنت ام بود که باهام دوست شدی… چه قدر شلوغی می کردیم.
ناشناس تر و در نتیجه راحت تر و آسوده تر
…
دل ام برای قلمت تنگ شده بود. سر زدم این جا. با این که خیلی ننوشتی ولی همون بوی قدیم رو می ده این صفحه. بوی همون دست های کیبوردی ی تند و تیز.
یادش به خیر شباویز. اولین حضور من توو صفحه ی قدیمی ت رو می گم. بعدش برام اد فرستادی و گفتی که یه وقت فکر نکنم به خاطر کامنت ام بود که باهام دوست شدی… چه قدر شلوغی می کردیم.
خیلی دوستت دارم دختر. سربلند ببینم ات